عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
50
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و آدم از خاك ، و خاك به از آتش ، كه آتش عيب نماى است و خاك عيب پوش . هر چه به آتش دهى عيب آن بنمايد . سيم سره از ناسره پديد آرد . زر مغشوش از خالص پيدا كند . باز خاك عيب پوش است . هر چه بوى دهى بپوشد ، عيب ننمايد . و نيز آتش سبب قطع است ، و خاك سبب وصل . با آتش بريدن و كشتن است ، با خاك پيوستن و داشتن است . ابليس از آتش بود لا جرم بگسست . آدم از خاك بود لا جرم پيوست . و نيز طبع آتش تكبّر است برترى جويد ، طبع خاك تواضع است فروترى خواهد . برترى ابليس را بدان آورد كه گفت : « أَنَا خَيْرٌ » . فروترى آدم را بدان آورد كه گفت : رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا . ابليس گفت : من و گوهر من ، آدم گفت : نه من بلكه خداى من . حكمتى ديگر گفتهاند در تخصيص آب و خاك اندر طهارت ، گفتند كه : هر جايى كه آتش درافتد زخم آن آتش به آب و خاك بنشانند ، و مؤمن را دو آتش در پيش است : يكى آتش شهوت در دنيا ، ديگر آتش عقوبت در عقبى . رب العالمين آب و خاك سبب طهارت وى گردانيد ، تا امروز آتش شهوت بر وى بنشاند ، و فردا آتش عقوبت . و بدان كه ابتداء طهارت از آن عهد معلوم گشت كه اندر خبر آمده از امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) از رسول خدا ( ص ) گفت : چون فرشتگان حديث آدم و صفت وى شنيدند ، گفتند : أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ ؟ بعد از آن ازين گفت پشيمان شدند ، و از عقوبت اللَّه بترسيدند ، زارى كردند و بگريستند ، و از خداى عزّ و جلّ خشنودى خواستند . فرمان آمد از اللَّه كه خواهيد تا از شما درگذارم ، و گرانى اين گفتار از شما بردارم ، و بر شما رحمت كنم ، دريايى آفريدهام زير عرش مجيد ، و آن را بحر الحيوان نام نهادهام . بدان دريا شويد ، و بدان آب رويها و دستها بشوييد و سرها را مسح كنيد ، و پايها را بشوييد . فرشتگان فرمان بجاى آوردند . امر آمد كه هر يكى از شما تا بگويد : « سبحانك اللهم و بحمدك ، اشهد ان لا إله الا انت ، استغفرك و أتوب اليك » . ايشان بگفتند ،